header image
صفحه اصلي arrow صفحه اصلی
صفحه اصلی
بارسلونا
User Rating: / 4
نویسنده یار شماره ی یازده   

تقدیم به همه ی بارسلوناییای دو آتیشه و در جواب به همه ی اونایی که خواسته بودن فقط در مورد ایتالیا ننویسیم:

 

این بارسلونا عجب تیم مهربونیه

                       لامصب مزه اش عین بستنی نونیه

بازیکناش همه کار درست و خوش تیپن

                      موقع دفاع هم که کاملا بی منفذ و کیپن

همه شون خوش اخلاق همه شون آدم حسابی

                       گل زدن به حریف براشون مثل گلابی

دقت کردین اون لباسای آبیاناری چقدر خوشرنگه؟

                      ریخت و قیافشون چه ماه و قشنگه؟

آدم حال می کنه راه رفتنشونو می بینه

                     تخمه می شکنه جلو تلویزیون میشینه!

قهرمانن همیشه پسرای قرمز و آبی

                     طرفداراشونم همه آدم حسابی

 شعر از "م.ن" متخلص به "قورباغه"

ارسال یادداشت (9 یادداشت)
...البته پاستوریزه
User Rating: / 2
نویسنده پینکی   

...البته پاستوریزه 

 1- من صمیمانه باخت ایران رو به همه تبریک می گم که همین جا قال قضیه رو کندیم و دیگه بیشتر ادامه ندادیم.حالا من و پاریو با هم شعری سپید سرودیم و تقدیم ورزشکاران غیور کشورمان می کنیم:

 آری

شما آماده ی بازی با پرتقال هستید

اما افسوسا که پرتغال حریفتان می شود

و شما نمی توانید آن را بچلانید و بپشکانید و بـ....ـانید

غین یا قاف ، مساله این است

آری

شما می توانید ذرت مکزیکی را هضم کنید اما...

اما آه

شما منتظر کَره بودید اما...

اما آن ها کُره ای از آب در آمدند

آری ، شما به هم ولایتی های یانگوم باختید

عیب ندارد ، بی خیال...

(دوستان پیشنهاد می کنند پاریو همون شعر سیاه بگه، من هم اصلا شعر نگم!)

 2- در مورد سوتی باید بگم که دوست عزیز و بسیار ارجمندمون گل خورک سال به سال منت سر ما می ذاره و میاد یه قدمی توی پادسم می زنه، عشقش بکشه چهار تا سوتی می ذاره، نکشه نمی ذاره.

 ولی منتظر خبر های خوب باشید. 

فرانچسکو اما قابل تقدیره. چون این فرصت رو به شماها داد که استعداد های خودتون رو باور کنید و اون ها رو با صدای بلند به همه اعلام کنید: 

 « من خیلی معلوماتم فوتبالش زیاده . تو صداتو بیار پایین جوجه!»

 و اما پاریو. هرگز مطلب «‌آیا شعر سیاه چه می تواند باشد» ش رو عوض نکرد و گفت:  

« اگه از این مطلب به این زیبایی و مفرحی ، اگه از ظهور یک سبک شعری جدید ، اگه از گشتن در کوچه های ادبیات سر شوق نمیان ... من دیگه حرفی ندارم.» هر چند دیگه حرفی نداشت اما ادامه داد:

 « ولی اگه مصراع اول شعر رو بهم بدن من براشون شعر سیاه می گم. اگه خوشحال می شن براشون ادبیات سیاه رو می کنم(من ، دختری با کفش های کتانی ، دیشب باباتو با ترانه دیدم آیدا!)تازه صدای هلیکوپتر و سوسک و قطار هم بلدم در بیارم.»

 دیگه حالا شمایید و وجدانتون.  این پادسمو که می بینین همچون چهارپایه ای است چهارتا پایه اش admin  ، هفت تا پایه اش من و بقیه ی پایه هاش هم فرانچسکو و گل خورک و پاریو و ... هستند. 

 تابستانتان خنک (منتظر سوتی باشید)    

ارسال یادداشت (7 یادداشت)
اندر احوالات تابستانی
User Rating: / 3
نویسنده پینکی   

شاعر می فرماید: تابستونه ، فصل بازی و خنده          بچه ها توی کوچه گرم بازی مثل چند تا پرنده(رنگ آمیزی برای شاد کردن ریتم شعر می باشد!) 

راستش ما که پرنده مرنده توی کوچه مان ندیدیم. ولی یک چند تایی بچه های گرم بازی توی کوچه ی باریکمان هست که واقعا دیدن دارند. این موجودات عبارتند از: تعدادی بازیکن که هر وقت صلاح باشد دروازه بانند  ـ هر چند اصلا دروازه ای وجود ندارد و توپ که از آخرین نفر بگذرد یعنی گل!  ـ  و هر وقت صلاح باشد چیز دیگر و دو عدد دوچرخه سوار که به طور مورب، زیگ زاگی، از این طرف به اون طرف، از اون طرف به این طرف و از وسط به طرفین،  وسط زمین فوتبال به حرکات نمایشی می پردازند.

 بقیه ی اهالی کوچه یا خوابند یا از این کلاس به اون کلاس، از اون کلاس به این کلاس و از وسط به طرفین یا ساعاتشان را به تماشای فیلم های سینمایی شبکه 1 ،2 ، 3، 4، 5،6، 7 و... یا دیدن صحنه های چندش آور فرو کردن سوزن های لحاف دوزی در اعضا و جوارح بیماران زبان بسته توسط یانگوم یا تفریحات دیگر می گذرانند.

ارسال یادداشت (14 یادداشت)
ادامه مطلب ...
<< شروع < قبل 1 2 بعد > آخر >>

نتایج 1 - 6 از 7
  برای دسترسی بهتر و بیشتر به همه ی امکانات سایت  عضو  شوید! ارسال یادداشت (1 یادداشت)