|
به نام خالق ادیبان
هماوردگاه شعر و ادب فارسی
در آمدی بر شعر سیاه
شعر سیاه چیست؟ می پرسید شعر سیاه چیست؟ نمی
دانید شعر سیاه چیست؟ هه هه ! انتظار داشتید بدانید شعر سیاه چیست؟ نخیر
شما ها از کجا بدانید شعر سیاه چیست؟ حالا خودم برای شما توضیح می دهم که
شعر سیاه چیست...
شعر سیاه سبک شعری جدیدی است که در جدید
بودن زده روی دست هر چی شعر سپید و بنفش و آبی است. در این سبک شعری مصراع
اول وزن دارد، معنی دارد ،پدر و مادر دارد و مجازا( دقیقا یعنی نه حتما ولی اجازه هست) از
شعر دیگر شاعران استفاده شده است. و اما مصراع دوم. تازه در این قسمت
ماجرا سیاه بودن این سبک شعری رخ می نماید . در مصراع دوم وزن و برابری
هجا با مصراع قبلی را نداریم . فقط معنی و قافیه داریم . به دو مثال زیر
که افتخار اولین ابیات شعر سیاه بودن را داشته اند توجه کنید:
- تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
یه روزی که تو درستو خوندی معلم صدات کنه بری پای تخته
یا
- دنیا دیگه مث تو نداره
کسی هم که سعی کنه یکی لنگه تو پیدا کنه خیلی بیکاره...
یا مثلا (اگه هم کسی تو رو بکشه و نسلتو منقرض کنه کارش واقعا شاهکاره!)
خب؟! ok
حالا می رسیم به قسمت بعدی که ادبیات سیاه
نام دارد . در این باره توضیحی نمی دهم خودتان با مروری بر مثال های زیر
به وخامت اوضاع پی ببرید:
-
به یانگوم بگویید بایستد.
-
غول چراغ جادو ، دختری در مزرعه.
-
پسر شجاع و چهل دزد بغداد.
-
دور دنیا در اسرع وقت.
-
شلنگ و تفنگ.
و در ادامه از کوچه پس کوچه های این شهر پر
شکوه که گذشتیم(همین ادبیات دیگه! کدوم شهر یعنی چی؟)به کوچه ای رسیدیم که
گویا آن هم جایگاه گوشه ای از هنر ایرانی ها بود . «آفساید 2005» ، «کرنر
2006» و «اوت 2007» از اسامی ای بود که این کوچه به خود دیده بود. هنروران
یادگاری هایی بر دیوار نقش بستانده بودند گهربار:
چو دست بزنیم دو دسته دگر عضو ها را نماند قرار!
یا
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست تا شیوه ی راه رفتن آموخت!
و خب
معلم ای چراغ راه دانش کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست!
بـ...........ـله!
پس ملتفت شدیم که این کوچه بن بست است (قبلش هیچ ملتفت نبودیم) لذا سرمان انداختیم پایین و آمدیم بیرون...
این بود انشای من در مورد تابستان خود را می خواهید چکاره شوید؟
|
نویسنده هر کی به ما چه!(مه در تاریخ ۰۳/۰۴/۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۲۰ نه جدی می گم ایده ی جالبیه! | نویسنده ماریانو زاوالتا( در تاریخ ۰۷/۰۴/۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۲۷ اتفاقا ما هم یه شعر سیاه داشتیم افتاد زمین کود شد! ای ول . خوشمان آمد....................گ.خنهلغعترغدالب است. | نویسنده khdam(مهمان) در تاریخ ۰۶/۰۴/۱۳۸۶ ساعت ۰۷:۲۵ hamin kararo mikonin ke khanome n bad az 2sal dars dashtan ba ma narahati ghalbi migire.
| نویسنده ardeshirkhan.sampade rasht(م در تاریخ ۰۶/۰۴/۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۲۳ shomaha fogholadein....yani harf nadrain...afarin barobach..afarain!man ke bahatoon koli hal kardam.... | نویسنده هر کی به ما چه!(مه در تاریخ ۱۱/۰۴/۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۳ نظرمو قبول نمی کنید؟
| نویسنده فرهنگ(مهمان) در تاریخ ۱۶/۰۴/۱۳۸۶ ساعت ۰۵:۴۵ خب انجمن موسيقي دانا تون كي را ميفته ........ من از مدر3 بغلي | نویسنده هر کی به ما چه!(مه در تاریخ ۰۷/۰۴/۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۲۵ خوب بود ولی اگه می شه توضیح بیشتر بدهید تا اونجایی که ما هم بتونیم از این شعرا بسازیم شاید هم یک مسابقه گذاشتیم | نویسنده ماریانو زاوالتا( در تاریخ ۰۷/۰۴/۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۲۵ شایدم یه مسابقه گذاشتین؟؟؟ | نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۱۱/۰۳/۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۲۹ دوس داشتنت دوروغی بود .....خندهامم افکتی بود........دسشویی کردی تو شعر سیاه | نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۱۱/۰۳/۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۲۰ خوشم اومد بزنم به تخته كلي استعداد داريد | |