اينا خلاصه اي از صحبت هاي خانم غلامعلي پور، اولين مدير فرزانگانه که زيادم بي ربط با حرفاي پاريو نيست. مثل اين که سمپاد اون اولاش بهتر بوده! :
"-در مورد مديران اوليه اصرار زيادي بود که حتما به يک زبان خارجي مسلط باشند. من هم انگليسي بلد بودم. پيشنهاد دادند، من هم قبول کردم. حقيقتا کار مشکل بود. آن وقت، مخالفت هاي زيادي وجود داشت. مشکلات از نظر ما بزرگ بود، ولي آقاي دکتر با ديد گسترده و شناختي که داشتند، مشکلات را براي ما اسان مي کردند. ما را وادار مي کردند با انرژي کار کنيم...
دکتر اژه اي معتقد بودند که بايد بگذاريم عدالت در مورد استعداد ها اجرا شود: "بگذاريد آنها که استعداد بيشتري دارند، امکانات بيشتري داشته باشند تا پرورش پيدا کنند."
آن موقع کتاب تکميلي نبود. سعي مي کرديم با فعاليت هاي اضافه، به پرورش استعدادهاي بچه ها کمک کنيم. ساعت کلاس ها باز بود، تا جايي که بچه ها مي خواستند به آنها درس داده مي شد. به سوال ها ي بچه ها با "سال ديگر مي خوانيد" جواب نمي داديم. هر جا هر سوالي براي بچه مطرح مي شد، همان جا جوابش را مي گرفت.
برخوردها با مدارس ما اصلا خوب نبود. آموزش و پرورش مثل اين که يک ميکروبي آمده باشد در بدنش، اين مدارس را دفع مي کرد! مي گفتند بهترين بچه ها را جمع کرديد از سطح شهر و از مدارس ديگر، معلم ها به چه اميدي سر کلاس بروند؟! قبلا سر هر کلاس دو تا بچه ي خوب بود، آن هم سما گلچين کرديد و برديد! کادر آموزشي به ما نمي دادند و سنگ مي انداختند. به ما دبير نمي دادند. تا خود مهر منت مي کشيديم، التماس مي کرديم تا به ما دبير بدهند. آخرش هم معلم هاي خسته و شيفت دومي شان را به ما مي دادند. سنگ مي انداختند، سد مي ساختند، انگار ما مي خواهيم معلم ببريم اسرائيل!..."
من ديگه چيزي نمي گم خودتون قضاوت کنين
P.S: قراره ما از این به بعد ما رابط بین بچه ها و آقای عباسی - نماینده ی سمپاد - باشیم .حرفی داشتید به ما بگید.
یادداشت های بازدید کننده گان
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۲۷/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۳۰ eyval site bahali darin
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۲۷/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۳۱ eyval site bahali darin
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۲۳/۰۷/۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۲۵ هنوزم مدیرتون نور وکیلیه؟ خدا بدانه!!! یه قوطی رنگ سبز گرفت و هیکل مدرسه رو به گند کشید. با اون نماز خونه اش...سال 81 ما زدیم بیرون و دیگه پشت سرمونم نگاه نکردیم. یعنی نذاشتن که نگاه کنیم. شما حالشو ببرین... http://360.yahoo.com/my_profile-eRometE8eq75oL51G69gYJ0-;_ylt=AvoaVeZ3zutEplZ9Q472HhG.AOJ3?cq=1
نویسنده مهمان مامان(مهما در تاریخ ۱۴/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۴۱ "بگذاريد آنها که استعداد بيشتري دارند، امکانات بيشتري داشته باشند تا پرورش پيدا کنند." کدوم امکانات بیشتر؟ 7 میلیون خرج کابینت آزمایشگامون کردن تا فقط تعریفشو بشنویم.
نویسنده
(مهمان در تاریخ ۱۷/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۰۸:۱۷ سمپاد هیچ شده. الانشم آموزش پرورش سنگ اندازی میکنه. معلوم نیست کی به کیه. فکر کنم استعداد های درخشان ایران اونقدر ارزشش رو دارن که حتی یک وزارت واسشون زده بشه. وزارت نخبگان ایرانی.
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۱۸/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۰۸:۲۳ vezarat????!!!!!
نویسنده salar(مهمان) در تاریخ ۲۴/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۵۴ سلام .خوبین !پادسمی ها!چه خبر!به منم سر بزنید هم عقیده ایم!www.zedemadreseh.blogfa.com موفق باشید و ** به سمپاد ********* ! سوال امتحان امسال این بود وزن کتاب علومتون!
نویسنده زندانی(مهمان) در تاریخ ۲۱/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۵۴ سلام از آشناییتون خوشحالم راستش این مطلبو تو چند تا ویلاگ خوندم تا آخرش به مرجعش رسیدم سمپاد قدیم ندیما خیلی بهتر بود. اگه لطف کنینو به ما سر بزنین خوشحال می شیم: www.poshtemilehayesampad.blogfa.com جدیدا تو وبلاگ ما هم یه تحولاتی صورت گرفته خیلی دوست دارم این تحولات با همکاری همه سمپادیها به یه انقلاب تبدیل شه وقتی شعار هفتتون رو خوندم بیشتر مصمم شدم: «من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد» من بر خاستم چه کسی پاهای پر تحمل مرا یاری می کند؟ به امید بهتر شدن سمپاد
نویسنده
(محمد در تاریخ ۲۱/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۴۸ همه برمی خیزیم. دست در دست هم . همه با هم . یکی برای همه . همه برای یکی .
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۲۱/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۱۹:۰۱ www.sampadia.ir
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۲۴/۰۳/۱۳۸۶ ساعت ۰۹:۵۷ http://search.yahoo.com/search?ei=UTF-8&y=Search...
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ ۱۰/۰۹/۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۷ سلام ما هم امسال گرفتار نوروكيلي شديم !!!! خداييش راهنمايي خيلي خيلي خيلي بهتر بود !!!!!!!!!!1 معلماش،كادرش،برخوردهاشون و... خلاصه خيلي بيشتر حال ميداد . نوروكيلي كه نميتونه دوتا جمله درست بگه !
نویسنده یه فرزانگانی از در تاریخ ۲۲/۰۳/۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۳۰ ما که تازه از دست آقای اعتمادی جون مون(وای که چقدر ازش بدم می آد)خلاص شدیم! منتظریم ببینیم آقای غفاری چه می کنه!!! راستی خانم منظم (مدیر فرزانگان 1 تهران) هم خیلی آدم باحالیه! خلاصه داریم کیف می کنیم -------------------------------------------------------------- *این گفتگو با "اولین" مدیر فرزانگان همدانه. همدان از اولین شهرایی بود که سمپاد بهش اومد. اولش سه شهر بودن، همدان، تهران و فک کنم یزد. من که شخصا به همدان اون موقع قبطه می خورم و بیشتر از اون به سمپاد قبل از انقلاب که اون موقع اسمش تیزهوشان بود. اون موقع واقعا محشر بوده... اگه هنوزم بود جدا از چیزای فوق العاده ای که تو طول تحصیلم بهم یاد می دادن الانم داشتم توی آمریکا به تحصیلاتم ادامه می دادم طبق قراردادی که اون موقع بسته شده بود...
"و قرار بود همهي اين خردسالانِ تيزهوش، از همان دورهي راهنمايي، آشنا شوند با مظاهرِ تمدن، پس خانم معلمِ رقص از اروپا واردات ميشد و آقا معلمِ زبان از امريكا... هنوز اين جمعِ كوچكِ خردسالان، دو-سه سالي بيشتر در مدرسهي تيزهوشان درس نخوانده بودند كه توافقنامهي استعدادهاي درخشان با بركلي و استنفوردِ ايالاتِ متحدهي امريكا براي ادامهي تحصيلشان نهايي ميشد..." از رضا اميرخانی